السيد محمد حسين الطهراني
344
معاد شناسى (فارسى)
سابقاً دانستيم شفاعت عبارت است از واسطه قرار گرفتن در سببيّت و تأثير ، و اطلاق در سببيّت معنى ندارد ، و الّا هر سببى سبب براى هر مسبَّبى بود و هر مسبّبى مسبَّب از هر سببى ، و مرجع اين گفتار به بطلان سببيّت است ، و به ضرورت باطل است . و چون اين امر ، بر نفى كنندگان شفاعت مشتبه شده و چنين پنداشتهاند كه شفاعت به طور مطلق و بدون شرط بيان شده است ، اشكالاتى چند وارد ساخته و بدون تدبّر در مفاد و معانى قرآن كريم و تفهّم در مَغزى و مراد كلام خداوند تعالى ، اين حقيقت قرآنيّه را نسبت به بطلان دادهاند . إشكالات وارده بر شفاعت و پاسخ آنها استاد ما : حضرت آية الله علّامهء طباطبائى مُدّ ظلُّه العالى ، در تفسير خود هفت إشكال را از زبان مستشكلين بيان كرده و پاسخ آن را دادهاند . و ما اينك خلاصهء آن اشكالات و پاسخ آنها را در اينجا مىآوريم : اشكال اوّل : برداشتن عذاب از شخص مجرم در روز قيامت ، بعد از آنكه خداوند وعدهء عذاب داده و بر حذر داشته است ، يا عدل است و يا ظلم ؟ اگر عدل باشد ، پس اصل آن حكمى كه چنين عذابى را به دنبال مىكشد ظلم بوده و لائق ساحت قدس حضرت احديّت نيست ؛ و اگر ظلم باشد ، پس شفاعت أنبياء مثلًا درخواست ظلم از خداوند است ، و چنين درخواستى ناشى از جهل است و نمىتوان به ساحت أنبياء صلوات الله عليهم نسبت داد . جواب اين اشكال ، نقضى و حلّى است .